تبليغاتX
بعد از این جدایی دل به کسی نمیدم بی تو تنها اسیرم شب جشن وصال تو شده مرگ آرزوهام من بی تو می میرم من امشب می میرم ولی آروم نمیگیرم دیگه دل به هیچگی نمیدم

وقتی رفتی،قلبم ایستاد سر کوچه خیالت یکی گفتش بی خیال شو حیف اون اشک زلالت آخه من جز یه عروسک واسه تو هیچی نبودموقتی رفتی،شعراشک و من برای تو سرودموقتی رفتی گریه کردم هم صدا با ساز بارونیادم اومد که می گفتی حاضری واسم بدی جونوقتی رفتی همه گفتند قسمتت نبود عزیزم ولی ازعشق و علاقم به تو یک ذره نشد کم


¤ نوشته شده توسط hooman در پنجشنبه 20 ارديبهشت 1386 ساعت 04:47
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | ارسال نظر - نظرات (19)

اگه یه روزی چشمات پر از اشك شده دنبال یه شونه گشتی كه گریه كنی ، صدام كن،بهت قول نمی دم كه ساكتت كنم منم پا به پات گریه می كنم

اگه دنبال مجسمه سكوت می گشی تا سرش داد بزنی ، صدام كن قول میدم ساكت بمونم،اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالكی كنی،صدام كن،قلبم تنهاخرابه ی وجود توست

 


¤ نوشته شده توسط hooman در پنجشنبه 20 ارديبهشت 1386 ساعت 04:47
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | ارسال نظر - نظرات (2)

آتش همه چیز را سوزاندمابه نامه عشق که رسیدخودش سوخت



¤ نوشته شده توسط hooman در پنجشنبه 20 ارديبهشت 1386 ساعت 04:47
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | ارسال نظر - نظرات (2)

امیدوارم از وبلاگ من  خوشتون بیاد موفق باشین

 


¤ نوشته شده توسط hooman در پنجشنبه 20 ارديبهشت 1386 ساعت 04:47
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | ارسال نظر - نظرات (1)

افسانه نيست آنكه عشق آفريد ديوانه نيست عشق آن نيست كه در كنارش باشي عشق آن است كه به يادش باشي


¤ نوشته شده توسط hooman در پنجشنبه 20 ارديبهشت 1386 ساعت 04:47
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | ارسال نظر - نظرات (1)

ميدوني چقدر دوست دارم؟ به تعداد تاراي موي سرت ضرب در تعداد نفسهايي که تا اخره عمرت ميکشي به علاوه تعداد ه هرچي ستاره تو اسمونه


¤ نوشته شده توسط hooman در پنجشنبه 20 ارديبهشت 1386 ساعت 04:47
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | ارسال نظر - نظرات (0)

 

  را مي خوانم هومنم ، آيا مي شنوي آواز معشوق ديوانه اي را در اين وادي دور از خود

مگو هرگز، که نفس مي بري از اين مرغ خوش آواز.

هيچ واژه اي نمي يابم که با آن برايت سرود زيبايي بسازم زيرا همه چيز زيبا در مقابل زيبا ترين ها

پست و خوارنداي زيبا ترين من.


¤ نوشته شده توسط hooman در پنجشنبه 20 ارديبهشت 1386 ساعت 04:17
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | ارسال نظر - نظرات (0)

 

 سلام بر هستي من،هومن

سلامي چو حرارت عشق دو کبوتر سبک بال بر فراز آسمان سپيد.

زيباتر از کلام دوستت دارم نمي توانم چيزي به تو تنها دليل زنده ماندنم تقديم کنم

اميدوارم پذيراي تنها واژه  اي که بر لبانم جاريست باشي اي هستي من

 


¤ نوشته شده توسط hooman در پنجشنبه 20 ارديبهشت 1386 ساعت 04:17
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | ارسال نظر - نظرات (0)
نمیدانم چرا رفتی نمیدانم چرا شاید خطا کردم وتو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی نمیدانم کجا تا کی برای چه ولی رفتی بعد از رفتنت باران چه معصومانه میباریدوبعد از  رفتنت یه قلب دریایی ترک برداشت و بعد از رفتنت گنجشگی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر میداشت تمام بالهایش غرق اندوه و غربت شد وبعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران بود و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستیم از دست خواهد رفت کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهد مرد وبعد از رفتنت دریا چه بغضی گرفت کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد و من با آنکه میدانم تو هرگز یاد من را با غرور خود نخواهی برد هنوز آشفته چشمهای زیبای تو برگرد ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد وبعد از این همه  طوفان بهر و پرسش وتردیدکسی از پشت قاب پنجره آرام   و زیبا گفت تو هم در حضور این دلهای پاک بگو بگو که در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم ومن در حالتی مابین اشک وحسرت وتردید کنار انتظاری که بدون پاسخ سرد است و من در اوج پائیزی ترین ویرانه های یک دل یعنی غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر نمیدانم چرا شاید به رسم عادت پروانگیمان هاست برای شادی وخوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم  

 


¤ نوشته شده توسط hooman در پنجشنبه 20 ارديبهشت 1386 ساعت 04:17
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | ارسال نظر - نظرات (0)
شبی از پشت یک تنهایی نمناک وبارانی تورا با لهجه گل های نیلوفر صدا کردمتمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردمپس از این جستجوی نوین در کوچه های آبی احساس تو را در بین گلهای تنهاییم که میرویید با حسرت جدا کردمو تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیرا ن و سرگردان چشمهایست رویاییومن تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشت تنهایی وحسرت رها کردم همین بود آخرین حرفت ومن بعد از عبور تلخ وغمگینت حریم چشمهایم را به روی اشکی از جنس بلور ساکت و نارنجی خشک وا کردم   
¤ نوشته شده توسط hooman در پنجشنبه 20 ارديبهشت 1386 ساعت 04:17
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | ارسال نظر - نظرات (1)

خوش گلیبسیز


¤ نوشته شده توسط hooman در پنجشنبه 20 ارديبهشت 1386 ساعت 03:27
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | ارسال نظر - نظرات (1)
خانه وبلاگ
بايگاني شده ها
آلبوم عکس
تماس با من
درباره من
دوستان
اضافه به علاقه مندی ها
صفحه خانگی شود
درباره وبلاگ
آفلاين

موضوعات
نوشته های پیشین





نویسندگان
شادمهر عقیلی
پیوندها
عاشق کم رو
بخاطر دل شما
بازار عشق
انزلی بلاگ
شهر من انزلی
فروشگاه آنلاین
فروش هاست و دامنه
دوستان
ياهو
shadmehr012000
خبرنامه
برای عضويت در خبرنامه لطفا" ايميل خود را وارد کنيد:

جستجو

آماروبلاگ
نظرات: 27
نوشته ها: 11
بازديد امروز: 3
بازديد ديروز: 9
کل بازديدها: 2746

RSS

POWERED BY
AnzaliBlog.com

کد آهنگ در وب نوا